کد خبر: ۷۶۰۶۸۳
تاریخ انتشار: ۱۷ تير ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۳ 08 July 2019

به گزارش «تابناک البرز»؛ سيرا چال مرتعی واقع در ٣٥ كيلومتري جاده چالوس بعد از روستای پل خواب، قبل از روستای ری زمين و روبروی روستای سيرا با ارتفاع ٢٠١٠ تا ٢٢٢٠ متر از سطح دريا اين منطقه حفاظت شده رويشگاه و زيستگاه درخت ارس و از مناطق ارزشمند مطالعات زيستی اين گونه پر ارزش می باشد.
در جغرافيای البرز و در ارتباط با عوارض زمين و ويژگي های طبيعی كوهستان و كوهپايه به احتمال قوی بيشترين پر بسامدترين واژه به كار گرفته شده در نامگذاری مكان ، واژه " چال " می باشد.

در كتاب مطالعات جامع جنس ارس در ايران نوشته سودابه علي احمد كرور، سيرا چال يكي از مهمترين و مناسب ترين بومگاه های ارس در ميان ١٧ استان ارس خيز ايران معرفی شده كه داراي كمترين گونه های گياهان مزاحم و مهاجم به نام دار واش يا ارس واش می باشد.
كوه ، قله ، تپه ، گردنه ، كمر ، كر ، سنگ ، دژ ، پشته ، دره ، درگا ، لت ، بند ، دامنه ، تخته ، تنگه ، لو ، كش ، لش ، سو ، سي ( سيج ) دشت ، نو ، جو ، ور ، رج ، يال ، تيره ، ديم ، ديمه ، پي ، پله ، چشمه ، أسل ( استخر ) اسيو ( اسياب ) گاره ( گهواره ) گل ، گله ، گدار ، اسبول ( غار - يورد ) كيله، كامك ، گلرد ، سوته ، سوتك ، بور ، لات ، ويا ، ويشه ، چاك ، چم ، لات ، لاتك ، لاته ، حصار ، هسار ، قلعه ، زاغه ، كن ، كند ، لان ، لانه ، خز ، خل ، بشم ، جار ، زار ، گردن ، بازو ، سر ، پا ، سينه ...
جملگی از نام واژه هایي هستند كه به شيوه اي دقيق ، حساب شده و هوشمندانه در نامگذاری أماكن به كار گرفته شده است . اما همانگونه كه اشاره شد به نظر مي رسد پر بسامدترين اين نام واژه ها ، واژه چال - و برخي مشابهات آن - همچون ؛ چالي ، چالك ، چالان ، چالون و شال ، باشد.
برخي از مهمترين - و نام اشنا ترين اين أماكن در البرز و تهران - عبارتند از؛ كلكچال ( كولاك چال ) توچال ( اوچال ) برفچال ، ابر چال ، صندوق چال ، سگران چال ، هورس چال ،سفيد چال ، نرگس چال ، ريواس چال ، كنگر چال ، كما چال ، گرز چال ، پياز چال ، نرگس چال ، هويج چال ، پلنگ چال ، خرس چال و گرگ چال . در چشمه هاي پر اب و همچنين در دره ها و رودها ، با واژه ماهي چاله نيز مواجه می شويم.
در محدوده البرز مركزی خشك خصوصا در نامگذاری مراتع علف چر و علف چين بدون شك واژه چال پر شمارترين جاينامها را تشكيل می دهد .
به عنوان نمونه و برای تقريب به ذهن ، به آگاهی می رساند در كتاب " جغرافياي تاريخي رودبار كرج " أثر احتمالا اخرين اثر استاد منوچهر ستوده تنها در بخشی از منطقه لورا  مسافتی كوتاه از منطقه كوهستانی شمال كرج ، حد فاصل دو آب شهرستانك تا تونل كندوان بيش از چهل جاينام برخوردار از پيشوند و پسوند چال - قيد شده است ؛ماسه چال ، گون چال ، ميشم ( اويشن چال ) كبود چال ( با احتمال وجود معدن لأجورد ) زرد ( زر چال ) با احتمال وجود معدن طلا ، گو چال ، ميش چال ، وزك چال ، فراخ چال ، مندا چال ، مرجيک چال ...

چالوس شهر زيبای شمالي ما، ارميده بر ساحل جنوبی دريای خزر درياي هيركان ، گرگان ، مازندران ، گيلان و ابسكون ريشه در همين واژه دارد .
استاد يوسفي نيا در خصوص چالوس مي نويسد :
چالوس از تركيب دو بخش ( چا + لوس ) تشكيل شده است جزء اول ان ( چا ) مخفف چال تبري است كه هر دو صورت آن در تركيب جايها در مازندران و حوزه گسترده اين زبان بسيار آمده است . همچون كندوچال ، كنديچال و خش چال و صورت محذوف ( چا ) در واژه هاي چاله و چارز. 
جزء چال در حالت كامل و يا بريده آن ( چا ) مطلقا معني زمين پست و گود دارد و گاهي مفهوم دشت هموار است كه در مقابل زمين مرتفعي قرار مي گيرد . چال در چالوس نشان از وسعت دشتي كم ارتفاع و پست دارد در برابر زمين هاي كوهستاني و بلند كجور و كندلوس و كلار باستاني . لوس زبان تبري در گويش غرب مازندران و لش گيلكي و  لوش خراساني همگی صورتهای دگر گون شده اي از واژه  لشت  مشترك زبانهای گيلكی و تبری است.
همان . صص ١٦٥- ١٦٦ "
استاد يوسفي نيا در ادامه تبيين واژه چالوس ، به جاينام چاك نيز اشاره كرده و مي نويسند:
صرف نظر از مفاهيمی همچون دريدگی لباس و شكافی به درازا در ملبوس و تن ، درباره واژه چاك بايد ياد اوری شود فارسي تهرانی با لهجه منحصر به فرد خود در حوزه تاريخي زبان فارسي به سبب همسايگی با سرزمين ری در جنوب و مازندران در شمال ، به شدت تحت تأثير اين دو زبان قرار داشت . دقت نظر در فرهنگ مردم آباديهای پراكنده در كوهستانهای شمال تهران خاصه رودبارهاي كرج ، جاجرود ، لواسان و دماوند ( قصران داخل ) كه ساكنان بومی آن هنوز به زبان تبری متكلمند، توارد لغات و اصطلاحات اين دو زبان در همديگر را بيشتر باور خواهيم نمود.

دکتر مهراب رجبی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار